X
تبلیغات
صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
اخبار شهرستان رباط کریم و بهارستان
اخبار شهرستان رباط کریم و بهارستان،نسیم شهر،نصیر شهر،اورین
اصغری سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۴

نشریه محلی پیام گلستان  به عنوان نماینده  نشریات از شهرستان رباط کریم  و بهارستان در نمایشگاه بین الملللی مطبوعات غرفه استان تهران  نشریات خود را در معرض دید بازدیدکنندگان قرار داد .
به گزارش خبرگزاری  ایران انلاین از غرب استان تهران این نشریه  به عنوان تنها نشریه رسمی با 13 سال سابقه حضور با صاحب امتیازی عید مراد سلگی و با سردبیری محسن سلگی  تا کنون توانسته  بیش از  250 شماره در طی این مدت را در سوابق مطبوعاتی خود داشته باشد
سردبیر این نشریه از بازدید کنندگان این دوره از نمایشگاه خواست تا از غرفه استان تهران  پیام گلستان نیز بازدید داشته باشند.
 محسن سلگی  با تاکید بر موفقیت های این نشریه گفت : با تلاش های حاصل شده در عرصه مطبوعات خوشبختانه در سال 1392 پیام گلستان بعنوان پر تیراژترین نشریه از سوی ارشاد استان انتخاب شد
سردبیر این هفته نامه همچنین از استانی شدن این نشریه خبر داد و اظهار داشت  : با توجه به خلعی که در حوزه نشریات استان احساس می شود پیگیری های خوبی صورت گرفته تا بتوانیم گستره توزیع و نشر خود را از حالت شهرستانی به استانی ارتقاء دهیم .
  گفتنی است پیام گلستان به عنوان تنها نشریه رسمی بهارستان برای چهارمین دوره در این نمایشگاه در کنارسایر نشریات حضور دارد

اصغری شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳

آیا به خاطر دارید زمانی را که از سوی دیگران توهین و تحقیر شدید؟ احساس توهین و تحقیر شدن می تواند از یک نگاه، یا یک گفته یا از یک شانه بالا انداختن ناشی شود. ممکن است تحت تأثیر سخن کسی احساس بی ارزش بودن بکنید.

«کسی که برای خود احترام قایل است از گزند دیگران در امان است، او کتی را بر تن دارد که کسی را یارای پاره کردن آن نیست».

آیا به خاطر دارید زمانی را که از سوی دیگران توهین و تحقیر شدید؟ احساس توهین و تحقیر شدن می تواند از یک نگاه، یا یک گفته یا از یک شانه بالا انداختن ناشی شود. ممکن است تحت تأثیر سخن کسی احساس بی ارزش بودن بکنید.
گیج می شوید و به جای آن که روحیه‌ی خود را بهتر کنید به تدریج روحیه‌ی خود را می‌بازید و احساس حقارت می‌کنید. توهین و تحقیر کردن، ابری تیره و سردرگمی ایجاد می‌کند و چه بسا که سال ها در شما باقی بماند.
ممکن است بگویید «مسلماً توهین و تحقیر کردن‌های متعددی وجود دارد. علتش این است که می‌توان از امور مختلف انتقاد کرد» بله شاید این طور باشد. اشخاص از حالت نگاه‌ها، طرز لباس پوشیدن، طرز زندگی، از آداب و اخلاق، از عملکرد و از طرز سخن, ابرو در هم می‌کشند. به آسانی و به شیوه های مختلف می‌توان به دیگران گفت که آن ها مشکلاتی دارند، که آن ها خوب نیستند.
اغلب ما تحت تأثیر توهین و تحقیرهای دیگران خودبه‌خود در مقام توهین و تحقیر خویشتن برمی‌آییم و این بر ابعاد گرفتاری می‌افزاید. اگر در جنگلی به تنهایی به سر می‌بردید و هنگام صرف غذا برحسب اتفاق ساندویچ شما به زمین می‌افتاد چه می‌کردید؟ به احتمال زیاد در مقام توهین و تحقیر و سرزنش خویشتن حرف می‌زدید.


در ادامه مطلب به انواع رفتارهای تحقیرآمیز اشاره می کنیم و راه حل هایی برای هرکدام ارائه می‌دهیم: توهین و تحقیرهای کلامی مستقیم، توهین و تحقیرهای کلامی غیرمستقیم و توهین و تحقیرهای غیرکلامی و بالاخره توهین و تحقیر کردن خویشتن.

1) توهین و تحقیر کلامی مستقیم
این رفتاری کاملاً مشخص است. خیلی ساده، کسی با کلام، شما را توهین و تحقیر می‌کند. برای مثال فرض کنید از آسانسوری بیرون آمده‌اید و برحسب اتفاق به کسی که منتظر سوار شدن در آسانسور بوده تنه می‌زنید. شخص مزبور بی درنگ به روش خصمانه واکنش نشان می دهد: «آه لعنتی، چرا مواظب نیستی، بی شعور، ممکن بود به من آسیب بزنی». محتوای گفته ی او کاملاً مشخص است. چگونه باید نسبت به این واکنش تند جواب بدهید؟
آنچه هم اکنون می‌خوانید مراحلی است که به اعتقاد ما برای برخورد با توهین و تحقیرهای کلامی مستقیم مؤثر هستند.
بگذارید که شخص مخاطب شما، خشمش را تخلیه کند و کمی آرام بگیرد.
اگر اشتباهی از شما سر زده، حتی اگر مخاطب شما به شما توهین کرده باشد، آن را اذعان کنید.
در برابر طرز برخورد او ابراز وجود کنید.
با یک یا چند جمله کوتاه و خلاصه برخورد را به پایان برسانید.
اگر قصد و نیت طرف مقابل شما روشن باشد،‌ این اقدامات به از میان برداشتن تحقیرها کمک می کند.
در ماجرای آسانسور که برایتان نقل کردم می توانید با کمی حوصله اجازه بدهید که شخصی که با او برخورد کرده‌اید خشم خود را تخلیه کند و به آرامش نسبی برسد. وقتی تندی کلام او کاهش می‌پذیرد به او بگویید: «از این که با شما برخورد کردم عذرخواهی می کنم. تصادفی بود. مسلماً شما ناراحت هستید و حق هم با شماست اما من مایل نیستم که حرف‌های تند و ناسزا بشنوم. می توانم بدون توهین هم گفته‌های شما را بشنوم». این صرفاً،. یک مثال درباره ی مراحلی است که در بالا به آن اشاره کردیم.

2) توهین و تحقیرهای کلامی غیرمستقیم
به مثالی درباره رابطه‌ی شما و رئیستان اشاره می کنیم: «کارت دیروز عالی بود، اشتباهات دستوری در گزارش, آن را خودمانی کرده بود. درباره این سخن به همسرتان چه می‌گویید؟ : «وقتی این لباس را می‌پوشی جالب می‌شوی. لباس‌های قدیمی به تو خیلی می‌آیند». چه می‌کنید؟ آیا گیج می‌شوید؟ معنای در پس پرده این اظهار نظرها کدام است؟
توهین و تحقیرهای کلامی غیرمستقیم درواقع پرخاش غیرمستقیم هستند. استانلی فلپس و نانسی آستین در کتاب «زن قاطع» رفتار پرخاشگرانه غیرمستقیم را این گونه توضیح می‌دهند: «… زن برای رسیدن به هدف خود ممکن است به خدعه و نیرنگ و ترفند جویی روی آورد». به اعتقاد آن ها اشخاص تحت تأثیر این طرز برخوردها گیج و مبهوت می‌شوند و احساس می‌کنند که مورد سلطه‌جویی قرار گرفته‌اند. رفتار پرخاشگرانه غیرمستقیم در واقع یک حمله پنهانی است. آستین و فلپس این طرز برخورد را «گرگ در لباس میش» توصیف کرده اند.
برای رو به رو شدن با توهین و تحقیرهای غیرمستقیم قبل از هرکار سعی کنید اطلاعات بیش‌تری به دست آورید، در هریک از مثال‌های فوق می‌توانید بپرسید: «منظورتان چیست؟» یا «چه می گویید؟» با جوابی که می‌گیرید از نیت شخص رودرروی خود مطلع می‌شوید. شاید شما حرف او را به درستی درک نکرده‌اید.
واکنش بعدی شما به جواب طرف مقابل بستگی دارد. اما بخشی از هدف شما این است که به مخاطب خود بیاموزید به روش دیگری با شما حرف بزند. اگر رئیستان در برابر پرسش شما جواب دهد: «به نظر من کارت را خیلی خوب انجام دادی» می توانید به او بگویید: «متشکرم اما من کمی گیج شدم. اگر واقعاً از اشتباهات دستور زبان من ناراحت هستید، دلم می خواهد که مستقیماً این مطلب را بیان کنید. درست نفهمیدم که پروژه‌ی من خوب بود یا نه». با این سیاست شما به رئیستان می آموزید که با شما رک و صریح حرف بزند.
در روابط میان زن و شوهر گاه سر به سر گذاشتن حساب شده می‌تواند نمک بزرگی باشد. اما در بسیاری از مواقع خصومت‌های واقع در پس پرده به شکل سربه سر گذاشتن ظاهر می شوند. ممکن است همسرتان با شما شوخی کند اما برای این کار روش‌های بهتری وجود دارد.
اما اگر همسرتان در مقام شوخی نباشد چه می‌کنید؟ فرض کنید واکنش بعدی رئیس شما حالتی پرخاشگرانه‌تر داشته باشد. هر توهین و تحقیر کلامی غیرمستقیم می تواند به یک توهین و تحقیر کلامی مستقیم تبدیل شود. وقتی از مخاطب خود توضیحات بیش‌تری می‌خواهید واکنش او می‌تواند بدتر شود. توصیه ما این است که ابراز وجود کنید و مراحلی را که در زمینه‌ی برخورد با تحقیرهای کلامی مستقیم گفتم مورد استفاده قرار دهید. باید آمادگی داشته باشید که اگر مخاطب شما در جواب به سئوال شما تحقیر کننده تر حرف زد قاطعانه تر برخورد کنید.
از سوی دیگر وقتی توضیح می‌خواهید ممکن است اطلاعات ذی قیمتی از مخاطب خود درباره ی رفتار خویش به دست آورید. به یاد داشته باشید که یکی از هدف های عمده رفتار توأم با ابراز وجود این است که هر دو طرف بتوانند نظرات خود را آشکارا و صادقانه بیان کنند. برای اغلب ما انجام این کار دشوار است و به همین دلیل است که اغلب تفسیر و تعبیر خود را استتار می کنیم و آن را به گونه ای غیرمستقیم و توهین‌آمیز ارائه می دهیم.

3) توهین و تحقیرهای غیرکلامی
«ممکن است چوب و سنگ سر مرا بشکنند، اما کلمات هرگز به من آزار نمی‌رسانند». جمله ای است که بچه ها از مدت ها قبل برای کسانی که ناسزا می‌گویند ساخته اند. متأسفانه تا این زمان پاسخی به کسانی که به طور غیرمستقیم ما را تحقیر می کنند داده نشده است. با کسی که به ما بد نگاه می کند یا ژست می‌گیرد چه باید بکنیم. وقتی مخاطب شما بدون این که کلمه ای در تحقیر شما بگوید با رفتارش ما را تحقیر می‌کند به او چه جوابی می‌دهید؟
برخورد با توهین غیرکلامی بسیار دشوارتر است. زیرا این احتمال وجود دارد که شخص توهین کننده اصولاً متوجه رفتار توهین آمیزش نباشد. از آن گذشته نمی توانید مطمئن باشید که لزوماً از قصد و نیت شخص توهین کننده آگاه شده‌اید.
اگر مخاطب شما به طور مسلم می‌خواهد بدون ابراز کلمه‌ای شما را تحقیر کند, سعی کنید او را به شکلی مجبور کنید که به جای ژست از کلمات استفاده کند. می‌توانید به طرزی قاطعانه بگویید: «ممکن است لطفأ آن طرز نگاهت را برای من کلمه به کلمه ترجمه کنی؟ من نمی توانم به درستی منظور تو را درک کنم مگر این که مستقیماً نظرت را با من در میان بگذاری». در این لحظه منتظر یک تحقیر کلامی باشید و با توجه به آنچه لحظاتی قبل خواندید نسبت به آن واکنش نشان دهید.
تحقیر غیر جرأت آمیز و غیرکلامی از همه صراحت کم‌تری دارد. بعید است وقتی کسی پرخاشگرانه مشت خود را به سمت صورت شما پرتاب می‌کند ندانید که او قصد توهین به شما را دارد. البته ممکن است کسی که به طور غیرمستقیم و بدون کلام به شما توهین می کند این کار را از روی عادت انجام دهد. همه‌ی ما در مواردی به جای کلام از رفتارهایی استفاده می کنیم. گرچه نمی‌توانیم همه‌ی پیام های غیرکلامی را از بین ببریم، بهتر است تا حد امکان آن ها را به کلمات تبدیل کنیم زیرا این امکان وجود دارد که رفتار مخاطب خود را به اشتباه تفسیر کرده باشیم.
فرض کنید از فروشگاهی خرید کرده‌اید و حالا کنار صندوق پرداخت ایستاده‌اید. صندوق دار نگاه ناخوشایندی به شما می‌اندازد و آهی از روی عصبانیت می‌کشد. شما می‌خواهید این رفتار او را شخصی تلقی نکنید. ممکن است با خود بگویید که صندوق دار روز دشواری را پشت سر گذاشته است. اما اگر از این طرز رفتار او ناراضی هستید چرا مستقیماً با آن برخورد نکنید؟ از او بخواهید که توضیح دهد. به او بگویید «من حالت شما را درک نکردم». یا «نمی‌دانم چه منظوری دارید؟» یا «آیا من کاری کردم که شما از آن خوشتان نیامد؟» با این رفتار واکنش غیرکلامی را به جوابی آشکار تبدیل می کنید.
اگر رفتار شما کسی را ناراحت کرده است حق دارید و شایسته است که از این رفتار خود آگاه شوید. واکنش بعدی شما بستگی به جواب مخاطب شما دارد. اما به نظر ما بهتر این است که بگویید درک ژست مخاطب شما دشوار است.



4) توهین و تحقیر خود
اختلافات از نوعی که به آن اشاره کردیم تنها نیمی از تصویر است. اختلاف و تضاد درونی نیز می‌تواند به تحقیر کردن شما بینجامد. در این شرایط کسی که توهین می کند خود شما هستید. درواقع تحقیر شدن می‌تواند منشأ بیرونی یا درونی داشته باشد. اما راه حل برخورد با هردو این ها ساده است. ابراز وجود کنید.
ممکن است در درون خود در قبال خود یا دیگران رفتاری غیر جرأت‌آمیز یا پرخاشگرانه داشته باشید. مواظب برخوردی که با خود می کنید باشید. سعی کنید از رفتار تحقیرآمیز درون خود فرار نکنید. اما رفتار به شدت خشم برانگیز درقبال خود را نیز توصیه نمی‌کنیم. به جای هردو راهی اعتدالی در پیش بگیرید. رفتاری توأم با ابراز وجود داشته باشید. صادق و آشکار باشید و مستقیماً با خود روبرو شوید. نه از رفتار تحقیرآمیز خود فرار کنید و نه درصدد برخورد توهین آمیز با آن برآیید.

خلاصه
کسی از توهین و سرزنش شدن خوشش نمی‌آید. اگر از خود یا دیگران توضیحات بیش تری بخواهید اغلب مشکل برطرف می شود.
البته رنجش به دل راه ندادن و پس‌نشینی نکردن در مواقعی دشوار است اما برقراری ارتباط صادقانه تلاشی است که فایده‌ی آن از زحمتش بیش‌تر است.
ناراحتی ناشی از تحقیر با ابراز وجود کردن از بین می‌رود. همان طور که گفتیم مصرانه از خود یا از دیگران بخواهید که نظر خود را توضیح دهند. احساسات خود را بیان کنید و درباره خود و روابطی که با دیگران دارید اطلاعات تازه‌ای به دست آورید.

نویسنده/مترجم: دکتر رابرت البرتی ؛ دکتر مایکل اموران/ سایت روان

اصغری يکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳

نام های ایرانی به همراه معانی آنها - www.TakPayamak.com

آبان دخت : دخترآبان ، نام زن داریوش سوم آبتین : نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آتوسا : قدرت و توانمندی – دختر کورش وزن داریوش اول
آفر : آتش – ماه نهم سال شمسی
آفره دخت : دختر آتش – دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است .
آذرنوش‌: شیرین و دل انگیز
آذین : زیور، طاق نصره‌، تزئین ، آرایش
آراه : نام فرشته موکل روز بیست و یکم ازماه پنجم درآئین زردشت
آرزو : کام ، مراد ، معشوق ، امید
آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان – پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر
آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی
آرتام:والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی
آرتمن:نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه
آرشام : بسیار قوی – پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشی
آرمان : آرزو – خواهش – امید


 


آرمین : آرام گرفتن – پسر کیقباد پادشاه پیشدادی
آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است
آریا فر: دارنده شکوه آریائی
آریا : آزاده نجیب – یکی از پادشاهان ماد – مهمترین نژاد هند و اروپائی
آریا مهر : دارنده مهر ایران – از سرداران داریوش سوم
آرین : سفید پوست آریائی
آزاده : دلیر و بی باک ، رها
آزرم : شرم ، مهر ، محبت ، عشق
آزرمدخت : یکی از ملکه های ساسانی
آزیتا : آزاده
آناهیتا : الهه آب
آونگ : شبنم – نام کردی
آهو: شاهد ، معشوق، یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار
آیدا : شاد، ماه – نام تذکمنب
اتسز : لاغر و استخوانی – از پادشاهان خوارزم
اختر : ستاره ، علم ، درفش

ارد : خیر وبرکت ، فرشته نگهبان ثروت – نام چند تن از پادشاهان اشکانی
ارد شیر : شیر زیبا – اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان
اردوان : نام پادشاهان معروف اشکانی
ارژن : درختی با چوب بسیار سخت و محکم – نام کردی
ارژنگ : آرایش – کتاب مانی نقاش – دیوی که رستم در هفتخوان اورا کشت
ارسلان : شیر، دلیر و شجاع – نام پادشاه سلجوقی
ارغوان : نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ
ارمغان : هدیه ، تحقه ، سوغات
ارنواز: نوازش شده اهورا – دختر جمشید شاه پیشدادی
اروانه : نام گلی کوهی است – نامی کردی
استر : ستاره – بردارزاده مردخای وزن خشایارشاه
اسفندیار : پاک آفریده شده – پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد
اشکان : منسوب به اشک – بنیانگذار سلطنت پارتها
اشکبوس : پهلوان کوشانی که به کمک افراسیاب آمد، اما به دست رستم کشته شد
افسانه : داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان
افسون : سحر و جادو ، حیله و تزویر
افشین : با همت .
امید : انتظار ، آرزو
انوش (‌ آنوشا ) : استوار و جاوید – دخترمهرداد ششم
انوشروان : دارنده لوح جاویدان – لفب خسرو اول پادشاه ساسانی
اورنگ : عقل و کیاست ، تخت پادشاهی
اوژن : شکست دهنده ، دشمن برانداز
اوستا : نام کتاب آسمانی زردشت
اهورا : صاحب ، فرمانروای دانا
ایاز : بزرگ و پاینده – نام غلام ترک سلطان محمود غزنوی
ایران : محل زندگی آریائیها
ایراندخت : دختر ایران
ایرج : یاری دهنده آریائیها – پسرفریدون ، پادشاه و پهلوان ایرانی
ایزدیار : کشی که خداوند یار اوست

 

بابک : پدر کوچک ، جد اردشیر ، پسر ساسان
باپوک : کولاک ، نامی کردی
باربد : پرده دار ، موسیقی دان و نوازنده دربار خسرو پرویز
بارمان : لایق – نام سردار افراسیاب
بامداد : پگاه ، سپیده دم – نام پدر مزدک
بامشاد : کسی که در سحرگاهان شاد است – نوازنده مشهور دربار ساسانیان
بانو : خانم ، ملکه ، لقب آناهیتا الهه نگهبان آب
بختیار : خوشبخت ، خوش اقبال – استاد رودکی در موسیقی
برانوش : مهندس رومی که پل شوشتر را در زمان شاپور ساسانی
بردیا : پسر کورش و برادر کمبوجیه
برزو : بلند قامت – پسر سهراب و نوه رستم دستان
برزویه : طبیب مشهور انوشیروان و مترجم کلیله ودمنه از هندی به پهلوی
برزین : بلند و تنومند – ازپهلوانان ایران – نام پسر گرشاسب
برمک : از وزیران ساسانی – نام اجداد و نگهبانان آتشکده بلخ
بزرگمهر : خورشید بزرگ – نام وزیر دانشمند انوشروان ساسانی
بنفشه : گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی
بوژان : رشد کرده – نامی کردی
بویان : خوشبو – مامی کردی
بهار : شکوفه و گل – سه ماه اول سال شمسی
بهارک : بهار کوچولو
بهاره : بهاری
بهتاش : خوب ومانند
بهداد : نیک آفریده شده
بهرام : پیروز ، ایزد پیروزی درآئین زردشت ، لقب برخی از پادشاهان ساسانی
بهدیس : خوش رنگ ، خوشگل
بهرخ : زیبا چهره ، قشنگ
بهرنگ : خوش رنگ
بهروز : خوشبخت ، نیکبخت
بهزاد : نیک نژاد – مینیاتوریست مشهور صفویان – نام اسب سیاوش
بهشاد : خوشحال وشاد
بهمن : نیک اندیش – برف انبوه که از کوه فرو ریزد – جانشین اسفندیار
بهناز : خوش ناز‌، باناز ، طناز
بهنام : نیک نام
بهنود : سلامت ، عافیت
بهنوش : کسی که نیک مینوشد
بیتا : بی همتا ، بی مانند
بیژن : ترانه خوان ، جنگجو – پسر گیو و دلداده منیژه

 

پارسا : پاکدامن ، زاهد
پاکان : پاکها – نامی کردی
پاکتن : نیکو چهر پاکیزه تن
پاکدخت : دختر پاک
پانته آ : همسر آرتاداس که مادها او را به کورش هدیه کردند امانپذیرفت
پدرام : آراسته ، نیکو ، شاد
پرتو : روشن ، تابش
پرشنگ : تابش ، آتشپاره
پرتو : روشن ، تابش ، فروغ
پرستو : پرنده مهاجر
پرویز : پیروز – لقب خسرو دوم ، پادشاه ساسانی
پردیس : بهشت ، باغ و بستان
پرهام : ازاشخاص بسیار ثروتمند در زمان بهرام گور
پژمان : افسرده ، غمگین
پژوا : بیم و هراس
پرنیا : پارچه حریر
پشنگ : میله آهنی – نام پدرافراسیاب
پروانه : حشره ای زیبا که خود را به شعله می زند
پروین : ثریا ، ستارگان کوچک نزدیک به هم
پری : فرشته ، جن ، همزاد
پریچهر : زیبا روی – نام زن جمشید شاه
پریدخت : دختر پری ، همسر سام نریمان و مادر زال
پریسا : همچون پری
پرناز: پری ناز دار
پریوش : پری روی ، فرشته روی
پریا : کبوتر بال شکسته ای که به دنبال آشیانه می گردد.
پوپک : هدهد
پوران : جانشین ، یادگار
پوراندخت : نام دختر خسروپرویز
پوریا : پهلوان محمد خوارزمی ملقب به پوریای ولی
پولاد : آهن سخت و کوبیده ، نام پهلوان ایرانی زمان کیقباد
پویا : رونده و دونده – نامی کردی
پونه : گیاهی خوش عطر و بو که در کنار جویها می روید.
پیام : الهام ، وحی ، پیغام
پیروز: کامیاب ، فاتح ، نام چند نفر از پادشاهان ساسانی
پیمان : عهد ، قول وقرار – عنوان اسامی مردان در فارسی دری

 

تابان : تابنده ، منور
تاباندخت : دختر تابناک
تاجی : تاجدار ، نام و عنوانی در فارسی دری
تارا : ستاره
تاویار : آتشبان – نامی کردی
ترانه : زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه
تناز : نازنین ، با ناز و کرشمه – نامی کردی
توران : نام دختر خسروپرویز – سرزمین تور
توراندخت : دختری از توران
تورج : دلاور ، یکی از سه پسر فریدون شاه
تورتک : خروس صحرایی ، قرقاول
توفان : باد سخت
توژال : برف اندک – نامی کردی
تیر داد : داده تیر ، اشک دوم پادشاه اشکانی
تینا : گل ، نامی کردی
تینو : تشنه ، نامی کردی

 

جابان : سردار ایرانی یزدگرد
جامین : اسم یکی از قهرمانان ایران زمین ، نامی کردی
جاوید : پایدار ، همیشگی
جریره :‌ نام دختر پیران ویسه که همسر سیاوش شد.
جمشید : پسر طهمورث چهارمین پادشاه پیشدادی
جوان : برنا ، دلیر ، شاداب
جویا : جوینده – پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.
جهان : دنیا ، عالم ، گیتی ، کیهان
جهانبخت : شانس و اقبال جهان
جهانبخش : بخشنده جهان
جهاندار : نگهبان جهان
جهانگیر : فاتح جهان – نام پسر رستم
جهان بانو : بانوی جهان ، ملکه جهان
جهاندخت : دختر گیتی
جهان ناز : مایه فخر عالم
جیران : آهو ، نامی ترکی

 

چابک : زرنگ ، چالاک
چالاک : سریع و زبردست
چاوش : پیشرو و پیش قراول کاروان
چترا : دوازدهمین پادشاه سلسله ماد
چوبین : کنیه و لقب بهرام چوبین سردار انوشیروان
چهرزاد : نام دختر بهمن است که سی سال پادشاهی کرد

 

خاوردخت : دختر مشرق زمین
خداداد : خدا داده
خدایار : دوست خدا – فرمانروای بخارا بوده است
خرم : شاد و خندان – پهلوان خرم از عهد شاه شجاع است
خرمدخت : دختر شاد و خندان
خسرو : مشهور ، نیک نام – لقب چند تن از پادشاهان ساسانی
خشایار : قهرمان ، نیرومند – نام پسر داریوش کبیر هخامنشی
خورشید : درخشنده آفتاب – معشوقه جمشید درداستان جمشید و خورشید

 

دادمهر : زاده آتش ، نام استاندار پارسی طبرستان
دارا : مالدار، ثروتمند ، از نامهای خداوند
داراب : نام پسر بهمن پادشاه کیانی
داریا : دارنده ، ازنامهایی که در اوستا آمده است
داریوش : نگهبان نیکی – فرزند ویشتاسب از شاهان بزرگ هخامنشی
دانوش : از اسمهائی که در کتاب وامق و عذرا آمده است
داور‌:‌ حاکم عادل ، قاضی
دایان : ماما ، نامی کردی
دریا : بحر ، نام فرزند علاالدین عماد شاه
دل آرا : محبوب و معشوق
دل آویز : دلچسب ، دلکش ، آویزه دل
دلارام : مایه آرامش دل / معشوقه بهرام گور
دل انگیز : گوارا ، مطلوب
دلبر : برنده دل ، یار و معشوق
دلبند : عزیز و گرامی
دلربا : رباینده دل ، محبوب
دلشاد : شادمان و خوشحال
دلکش : جذب کننده دل ، دلربا ، دلپذیر
دلناز : آنکه قلب و دلش ناز است
دلنواز : مهربان ، مشفق
دورشاسب : نام جد پنجم گرشاسب ، دور از اسب پادشاه
دنیا : عالم و گیتی
دیااکو: اولین پادشاه مادها در قرن هفتم پیش از میلاد
دیانوش : دزد دریائی در داستان وامق و عذرا
دیبا : پارجه ابریشمی رنگی ، روی زیبا
دیبا دخت : دختر زیبا ، دختری همچون پرنیان

 

رابو : نام گلی بهاری – نامی کردی است
رابین : مشاور ، متعمد – نامی کردی است
رادبانو : بانوی بخشنده و جوانمرد
رادمان ( رادمن ) : نام سپهسالار خسرو پرویز ساسانی
رازبان : راز دار – عنوان مردان بزرگ در پارسی دری
راژانه : رازیانه – نامی کردی برای دختران
راسا : هموارو صاف – نامی کردی
رامتین : آرامش تن – موسیقی دان عهد ساسانیان
رامش : فراغت ، آسودگی ، راحتی ، نام هیربد زردشتی
رامشگر : خواننده و نوازنده ، خنیاگر
رامونا : نگهبان عاقل
رامیار : چوپان و گوسفند چران
رامیلا : خدای بزرگ ، نامی آشوری است
رامین : معشوقه ویس ، نام یکی از سرداران ایران
راویار : شکارچی – نامی کردی
رژینا : مانند روز – نامی کردی
رخپاک : دارای چهره پاک
رخسار : چهره ، سیما
رخشانه : منسوب به رخش
رخشنده : تابان ، کنایه از خورشید است
رزمیار : رزمنده ، مبارز
رستم : تنومند و قوی اندام ، جهان پهلوان ایرانی و قهرمان بزرگ شاهنامه
رکسانا : نورانی ، روشن
روبینا : یاقوت سرخ
رودابه : فرزند تابان ، زن پسرزا ، نام قلعه ای در غرب ایران
روزبه : خوشبخت : بهروز، از موبدان بهرام گور ساسانی
روشنک : مشعل دار ، همچنین نام دارویی گیاهی است
روناک : روشن
رهام : نام پسر گودرز
رهی : راهی شده ، روان ، مسافر
ریبار : رهگذر ، نامی کردی
راسپینا : پائیز ، لغت زند و پازند

 

زادبخت : خوشبخت ، خوش اقبال
زاد به : بهزاد ، نیک زاده شده
زاد چهر : دارای نژاد پاک و اصیل
زاد فر : زاده روشنی
زال : فرزند سپید موی سام نریمان و پدر رستم قهرمان ملی ایرانیان
زادماسب : برادر شاپور ساسانی ، نام یکی از قضات ساسانی
زاوا : داماد ، نامی کردی
زردشت : صاحب شتر زرد و زرین ، پیامبر ایران باستان
زرنگار : طلا کوب ، زرین
زری : طلائی ، زربفت
زرین : طلائی رنگ ، منصوب به زر
زرینه : آنچه منسوب به زر است
زمانه : روزگار ، دهر
زونا : گیاهی با گل کبود رنگ ، نامی کردی
زیبا : خوشگل ، قشنگ ، خوب ونیکو
زیبار : قبیله ای از کردها ، نامی کردی
زیما : زمین ، لغت اوستائی
زینو : زنده ، پابرجا – نامی کردی

 

ژاله : شبنم ، قطره
ژالان : گلهای دارای قطره و شبنم – نامی کردی
ژیار : زندگی ، زندگی شهری – نامی کردی
ژینا : زندگی و حیات – نامی کردی
ژیوار : زندگی

 

سارا : صحرا ، کوه و دشت – نامی کردی
سارک : سار کوچک ، پرنده ای سیاه رنگ وبزرگتر از گنجشک
سارنگ : نام سازی شبیه به کمانچه
ساره : بامداد ، فردا – نامی کردی
ساسان : سوال کننده ، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند
ساغر : پیاله شرابخوری ، جام
سام : سیه چرده – جهان پهلوان ایرانی وجد رستم
سامان : ترتیب ، نظام ، زندگی
سانا : سهل و آسان
ساناز : کمیاب ، نادر، نام گلی است
سانیار : حامی و یار و پشتیبان – نامی کردی
ساویز : خوش اخلاق ، مهربان – نامی کردی
ساهی : آسمان صاف – نامی کردی
ساینا : خاندانی از موبدان زردشتی ، سیمرغ
سایه : منطقه تاریک پشت هر جسم ، حمایت
سپنتا : مقدس ، محترپ
سپند : اسفند
سپهر : آسمان ، نام فرزند کیخسرو
سپهرداد : بخشیده اسمان – داماد داریوش هخامنشی
سپیدار : درخت سفید
سپید بانو : بانوی سفید و درخشان
سپیده : سحرگاه ، سپیدی چشم
ستاره : کرات آسمانی که در شب می درخشند
ستی : دختر ، سیتا
سرافراز : سربلند ، متکبر
سرور : رئیس ، پیشوا
سروش : شنیدن و فرمانبرداری – فرشته مظهر اطاعت
سرور : شادمانی ، خوشحالی
سوبا : شناگر ، فردا
سوبار : اسب سوار – لغت زند و پازند
سنبله : یک خوشه گندم
سودابه : دختر زا – سود ده
سوری : سرخ رو ، نام دختر اردوان پنجم
سورن : خانواده ای در دوره اشکانیان که قدرتمند بودند
سورنا : سردار دلیر و خردمند پارتی
سوزان : سوزنده ، ملتهب
سوزه : سبزه ، نامی کردی
سوسن : گلی به رنگهای سفید، کبود ، زرد و حنایی
سومار : نام قبیله ای از کردها
سولان : نام گلی است ، نامی کردی
سولماز : زنی که پیرو پژمرده نمی شود
سوگند : شاهد گرفتن خدا یا بزرگی را گویند
سهراب : سرخ روی ، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانیان بود
سهره : پرنده ای خوش آواز، با پرهای سبز و زرد
سهند : کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان
سیامک : مجرد – نام پسر کیومرث
سیاوش : دارنده اسب سیاه ، فرزند کیکاووس که ناجوانمردانه و بی گناه به قتل رسید
سیبوبه ‌: مانند سیب ، دانشمند شهیر ایرانی ، منصف الکتاب
سیما : چهره ، رخ
سیمدخت : دختر نقره ای و سفید
سینا : مرد دانشمند ، نام پدر شیخ ابوعلی سینا
سیمین : نقره ای ، سفید ، روشن
سیمین دخت : دختر نقره ای و سفی

 

شاپرک : پروانه
شادی : شادمانی ، خوشحالی ، شور شادان : شادمان
شادمهر : مهربان ، با محبت
شاران : گردنبند درست شده از بادام – نامی کردی
شاهپور : پسر شاه ، شاهزاده – نام چند تن از شاهان ساسانی
شاهدخت : دختر شاه ، شاهزاده خانم
شاهرخ : شاه منظر ، کسی که رخساری همچون شاه دارد
شاهین : پرنده ای شکاری
شاهیندخت : دخت شاهین
شایسته : سزاوار ، لایق
شباهنگ : بلبل ، ستاره کاروان کش
شب بو : نام گلی است که شب هنگام باز می شود
شبدیز: سیه فام ، سیه چرده ، نام اسب خسروپرویز
شبنم : رطوبتی که شب هنگام روی گلها می نشیند
شراره : گرمای سوزان ، عشق فراوان ، نامی کردی
شرمین : شرمسار ، خجل
شروین : یکی از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساسانی
شکوفه : گل درختان میوه دار ، شکفته
شکفته : خندان ، بشاش
شمشاد : درختی زینتی و تقریبا همیشه سبزکه دستمایه بسیاری از شاعران است
شمین : خوشبو، خوش عطر
شوان : شبان ، چوپان – نامی کردی
شمیلا : از نامهای ارمنی ایرانی به معنی بانوی بزرگوار
شورانگیز : فتنه انگیز ،‌ ایجاد کننده شور و شوق
شوری : خوش قیافه ، قد بلند- نامی کردی
شهاب : شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار
شهبار : درخورشاه ، لایق شاه
شهباز : باز سفید رنگ ، شاه باز
شهبال : پر بزرگ پرندگان
شهپر: پرشاهانه
شهداد : داده و بخشیده شاه
شهرآرا: آنکه به زیبایی مایه آرایش شهراست ، آرایش دهنده شهر
شهرام : رام و مطیع شاه
شهربانو : بانوی شهر ، ملکه
شهرزاد : شهرزاده ، بومی – نقال قصه های هزار و یک شب
شهرناز : خواهر جمشید و همسر ضحاک ماردوش
شهرنوش : شیرینی شهر
شهره : مشهور و نامی
شهریار : پادشاه ، یارشهر ، نام پسر برزوپسر سهراب
شهرزاد : شاهزاده ، فرزند شاه
شهلا : زن سیه چشم
شهنواز : نوازش شده شاه
شهین : منسوب به شاه
شیبا : نسیم شبانه – نامی کردی
شیدا : آشفته و عاشق
شیده : ‌خورشید ، درخشان
شیردل : پهلوان و دلاور
شیرزاد : شیر بچه ، همچون شیر
شیرنگ : به رنگ شیر ، مانند شیر
شیرو : پهلوان معاصر با گشتاسب ، نام سردار فریدون
شیرین دخت : دختر شیرین
شیما : دخترانه ، نامی کردی
شینا : قدرتمند ، توانا – نامی کردی
شیرین : مطبوع و گوارا ، معشوقه خسرو پرویز
شیوا : شیرین بیان ، خوش زبان ، ایزد بزرگ هندیان باستان

 

طوس : فرزند نوذر پهلوان ایرانی شاهنامه
طوطی : پرنده سبز رنگ و سخنگوست و نام برخی زنان در فارسی دری است .
طهماسب : دارای اسب قوی – نام پسر منوچهر
طهمورث : روباه تیزرو و قوی ، پادشاه پیشدادیان و پدر جمشید

 

غوغا : آشوب ، هیاهو
غنچه : گل نشکفته ، کنایه از دهان معشوق

 

فتانه : از نامهای کردی برای دختران
فدا : قربانی ، نامی کردی
فراز : بلندی و شکوه
فرامرز : شکوه مرزداری – نام پسر رستم دستان
فرانک : سیاه گوش ، نام مادر فریدون ، نام همسر بهرام گور ساسانی
فراهان : محل شکوه و جلال
فربد : مناعت ، بزرگی
فربغ : شکوه خداوند
فرجاد : دانشمند و فاضل
فرخ : تابان و زیبا – نام یکی از امیران سیستان در عهد سلجوقیان
فرخ پی : نیک پی و نیک قدم
فرخ داد : مبارک آفریده شده
فرخ رو : دارای صورت زیبا
فرخ زاد : مبارک زاد ، خجسته زاد ، رستم فرخزاد سردار معروف ساسانیان است
فرخ لقا : درای چهره زیبا ، خوشگل
فرخ مهر : زیبا چون خورشید
فرداد : داده شکوه وزیبائی
فردیس : بهشت ، بوستان
فرین : یگانه ، شکوه دین ، مخفف فروردین ماه اول بهار
فرزاد : زاده فرو شکوه
فرزام : شایسته و لایق – نامی کردی
فرزان : عاقل ، حکیم ، دانشمند
فرزانه : دانشمند ، عاقل و عالم
فرزین : عالم ، وزیر دربار
فرشاد : شا دمان ، مسرور ، خوشحال
فرشته : فرستاده الهی و آسمانی
فرشید : درخشانتر ، نام برادر پیران ویسه
فرمان : دستور ، حکم
فرناز : داری ناز فراوان
فرنگیس ( فری گیس ) : نام دختر افراسیاب و همسر دوم سیاوش
فرنود : دلیل و برهان
فرنوش : شکوه ، نام پادشاه باستانی ماد
فرنیا : نامی برای پسران
فروتن : افتاده حال ، متواضع
فرود : پائین – نام پسر سیاوش ، نام پسر کیخسرو نام پسر خسرو پرویزو شیرین
فروز : روشنائی ، روشنی
فروزان : تابان ، درخشان
فروزش : روشنی ، تابناک
فروزنده : درخشان ، درخشنده
فروغ : روشنائی ، تابش
فرهاد : عاشق افسانه ای شیرین
فرهنگ : شکوه ، ادب ، تربیت
فرهود : صداقت و راستی در دین
فربار : همراه خوب و شایسته
فریبا : زیبا و فریبنده
فرید : بی همتا، نامی کردی
فریدخت : دختر بی همت
فریدون : دارای شکوهی اینچنین ، پادشاه پیشداری که بر ضحاک ماردوش غلبه کرد
فریمان : فر و شکوه ایمان
فریناز : عشوه گر ، پریناز
فرینوش : شکوه شیرین
فریوش : زنگ ، همان پریوش هم هست
فیروز : پیروز و مظفر
فیروزه : سنگی گرانبها با رنگ فیروزه ای

 

قابوس : معرب کاووس است
قباد : سرور گرامی ، شاه محبوب ، پدر کیکاوس از پادشاهان کیانی
قدسی : بهشتی ، روحانی

 

کابان : کدبانو ، نامی کردی برای دختران
کابوک : کبوتر ، نامی کردی برای دختران
کارا : فعال و کوشا
کارو : از نامهای ارمنی ایرانی به معنی نوید دهنده
کاراکو : نام یکی از سرداران ماد
کامبخت : کسی که بخت به کام اوست
کامبخش : آرزو دهنده ، مراد بخش
کامبیز : صورت فرانسوی (( کمبوجیه )) پسر کورش است
کامجو : کامجوینده
کامدین : یکی از دانایان دین زردشت
کامران : سعادتمند و خوشبخت
کامراوا : به مقصود و مراد رسیدن
کامک : آرزو و خواهش کوچک
کامنوش : کامروا ، خوشبخت
کامیار : کامروا و پیروز
کانیار : معدن شانس ، نامی کردی
کاووس : پادشاه توانا – از پادشاهان کیانی و پسر کیقباد
کاوه : آهنگر معروف ایران باستان که علیه ضحاک قیام کرد
کتایون : جهان بانو ، دختر قیصر روم و مادر اسفندیار
کرشمه : ناز و غمزه
کسری : معرب خسرو است
کلاله : موی پیچیده ، دختری با موهای مجعد
کمبوجیه : نام پسر کورش کمبوجیه است
کوشا : کوشنده ، ساعی
کهبد : خداوند کوه ، عابد
کهرام : رام شده کوه نام برادر و سردار افراسیاب
کهزاد : زاده کوه ، کسی که در کوه زائیده شده است
کیارش : شهریار بزرگ
کیان : پادشاه ، امیران
کیانا : فرستاده ، نامی کردی
کیانچهر : دارای چهره پادشاهان
کیاندخت : شاهدخت ، دختر شاه
کیانوش : بسیار شیرین ، نام یکی از دو برادر فریدون در شاهنامه
کیاوش : بزرگوار – نام پدر کیقباد
کیخسرو : پادشاه نیکنام ، نام پسر سیاوش و سومین پادشاه کیانیان
کیقباد : پادشاه محبوب – پدر کیکاوس و سر سلسله کیانیان
کیکاووس : سیاه چرده ، سبزه ، نام پسر کیقباد و پدر کیاوش
کیوان : سیاره زحل و دومین سیاره منظومه شمسی پس از مشتری است .
کیوان دخت : دختر سیاره کیوان
کیومرث : نخستین انسان ، و به گفته شاهنامه نخستین پادشاه
کیهان : جهان و گیتی
کیاندخت : دختر گیتی
کیهانه : جهان کوچک

 

گرد آفرید : پهلوان زاده شده
گردان : پهلوانان ، یلان
گرشا : به ر وایت شاهنامه همان کیومرث اولین پادشاه است
گرشاسب : صاحب اسب لاغر ، پهلوان ایرانی و جد رستم
گرشین : شعله آبی ، نامی کردی برای دختران
گرگین : منسوب به گرگ ، پسر میلاد از پهلوانان زمان کیخسرو
گزل : زیبا ، نامی ترکمنی است
گشتاسب : صاحب اسب رمنده ، پدر داریوش هخامنشی
گشسب : دارنده اسب نر
گشسب بانو : دختر رستم و زن گیو
گل : گیاهان رنگی کوچک که دستمایه شاعرانند
گل آذین : حالت قرار گرفتن گلها روی شاخه ها
گل آرا‌ :‌ آراینده گل
گلاره : تخم چشم ، نامی کردی
گل افروز : فروزنده گل
گلاله : دسته گل
گل اندام : آنکه اندامش مانند گل است
گلاویز : گیاهی برای زینت گل
گلباد : داری بوی گل
گلبار : پرگل ، گل افشان
گلبام : گلبانگ
گلبان : نگهدارنده گل
گلبانو : بانوی چون گل
گلبرگ : هر یک از برگهای یک گل ، مثل برگ گل
گلبو : معطر ، خوشبو
گلبهار : مثل گل بهاری
گلبیز : گل افشان
گلپاره : تکه گل ، پاره ای از گل
گلپر : برگ گل ، پر گل
گلپری : پری همچون گل
گلپوش : پرازگل ، پوشیده از گل
گل پونه : کسی که چهره اش به لطافت گل است
گلچین : باغبان ، عاشق گل ، کسی که گل می چیند .
گلدخت : دختر گل
گلدیس : به رنگ گل ، مانند گل
گلربا : رباینده گل
گلرخ : بسیار زیبا همچون گل
گلرنگ : به رنگ گل ، شرابی رنگ
گلرو : زیبا و سرخ رو
گلشن : گلزار و گلستان
گلریز : ریزنده گل
گلزاد : زائیده گل
گلزار : گلستان ، جای پرگل
گلسا : مثل گل
گلشید : درخشان چون گل
گلنار : گل انار ، شکوفه انار
گلناز : کسی که ناز و غمزه اش مثل گل است
گلنسا : گل بانو ، خانم گل
گلنواز : نوازش شده گل
گلنوش : شیرین مثل گل
گلی : مانند گل ، قرمز رنگ
گودرز : از پهلوانان عهد کاوس وکیخسرو و یکی از پادشاهان معروف اشکانی
گوماتو : انقلابی زمان مادها که برای براندازی مادها و هخامنشیان قیام کرد
گهر چهر : آنکه چهره اش همچون گوهر است
گوهر ناز : کسی که همچون گوهر نازش گرانبهاست
گیتی : دنیا ، جهان ، عالم
گیسو : موی بلند زنان
گیلدا : طلا
گیو : پهلوان نامی شاهنامه و پدر بیژن

 

لادن : گلی به رنگهای زرد و نارنجی
لاله : گلی که رنگهای گوناگون دارد و معروفترین آن لاله سرخ و صحرائی است
لاله رخ : کسی که روی همچون لاله دارد
لاله دخت : دختر لاله
لبخند : تبسم
لقاء : چهره ، سیما
لومانا : نام محلی در کردستان ، نامی کردی برای دختران
لهراسب : دارای اسب تندرو ، از پادشاهای کیانی و پدر گشتاسب

 

مارال : آهو ، نامی ترکی
ماری : کبک ماده ، نامی کردی
مازیار : اورا مزدایار – پسر قارون فرمانروای طبرستان
ماکان : نام پسر یکی از سران دیالمه
مامک : مادر کوچک و مهربان
مانا : نام خداوند بزرگ و نام یکی از دولتهای ماد ، نامی کردی
ماندانا : دختر آژدهاک و مادر کورش هخامنشی
مانوش : کوهی که منوچهردربالای آن متولد شده است
مانی : پیامبر ایرانی در زمان شاپور ساسانی
مانیا : خسته شده ، نامی کردی
ماهان : منسوب به ماه
ماهاندخت : دختر ماهان
ماه برزین : یکی از بزرگان دولت ساسانیان
ماه جهان : زیبای جهان
ماهچهر : زیبا رو ، قشنگ
ماهدخت : دختر ماه
ماهور : تابناک – نامی کردی
ماهرخ : آنکه صورتی چون ماه زیبا دارد
ماهزاد : زاده ماه
مردآویز: جنگنده و دلاور
مرداس : مرد آسمانی – نام پدر ضحاک که مرد نیکی بود و بدست پسرش کشته شد
مرزبان : مرزدار – مرزبان بن رستم نویسنده کتاب مرزبان نامه
مرمر : ازسنگهای آهکی که صیقلی و جلا پذیر است ، سنگ مرمر
مزدک : خردمند کوچک – مردی که در زمان ساسانیان ادعای پیغمبری کرد اما کشته شد
مژده : نوید ، بشارت
مژگان : مژه ها
مستان : شادان ، شادمان
مستانه : خوشحال ، مانند مست
مشکاندخت : دختر خوشبو
مشکناز : مشک ناز دار
مشکین دخت : دختر مشک آلود و معطر
منیژه : پاک و سفید روی – نام دختر افراسیاب
منوچهر : کسی که چهره بهشتی دارد – از پادشاهان پیشدادی
مهبانو : بانوی بزرگ ، بانوی همچون ماه
مهبد : یکی از وزیران انوشیروان ساسانی
مه داد : از فرماندهان نظامی پارسیان ویکی از نامهای دوران هخامنشی
مهتاب : ماه تابان ، ماه تابناک
مهدیس : ماهرو ، زیبا ، خوشگل
مه جبین : انکه پیشانیش مانند ماه درخشان است
مه دخت : ماه دخت ، دختر ماه
مهر آذر : یکی از موبدان پارس در زمان انوشیروان – خورشید آذر
مهر آرا : آرایش دهنده مهر
مهر آسا : همچون خورشید زیبا روی
مهر آفاق : خورشید افقها
مهر افرین : عشق آفرین ، آفریننده عشق
مهرآب : کسی که فروغ خورشید دارد – نام جد مادری رستم
مهرداد : بخشنده ماه
مهر افزون : بالا برنده عشق و محبت
مهرام : رام شده ماه
مهران : منسوب به مهر است و یکی از خاندانهای عصر ساسانی
مهراندخت : دختر مهر و محبت
مهراندیش : دارای اندیشه با مهر و محبت
مهرانفر : شکوه
مهرانگیز : ایجاد کننده مهر و محبت و عشق مهرپویا : پوینده مهر
مهرداد : داده خورشید- خورشید عدالت – نام چند تن از پادشاهان اشکانی – خزانه دار بزرگ کوروش بزرگ
مهر دخت : دختر آفتاب
مهرزاده ‌: زاده خورشید ، زیبا روی
مهرناز : ناز خورشید
مهرنوش : خورشید جاویدان – یکی از پسران اسفندیار که بدست فرامرز کشته شد
مهرنکار : آرایش دهنده خورشید ، مهر آرا- نام یزدگرد
مهرنیا : ازنژاد مهر
مهروز : آنکه روزی چون خورشید دارد
مهری : منسوب به مهر ، منسوب به خورشید
مهریار : دوست خورشید
مهسا : مانند ماه زیبا روی
مهستی : ماه هستی ، ماه روزگار ، گرانبهاترین
مه سیما: آنکه صورتی چون ماه دارد
مهشاد : ماه شادمان
مهشید : پرتوماه
مهنام : آنکه نامش چون ماه است
مهناز : نازماه
مهنوش : ماه همیشگی
مهوش :‌ مانند ماه
مهیار : یار ماه ، نام پسر داریوش سوم هخامنشی
مهین : ماه زیبا رو
مهین دخت : دختر بزرگ
میترا : دوستی و محبت و مهر
میخک : گلی زیبا به رنگهای قرمز، سفید ، صورتی وزرد
مینا : گلی کوچک و زینتی ، گردنبند
مینا دخت : دختر مینا
مینو : بهشت ، جنت
مینودخت : دختر بهشت ، دختر پاک
مینو فر : دارای شکوه بهشتی

 

نادر : کمیاب ، بی همتا – نادر شاه افشار سر سلسله افشاریه درایران
ناز آفرین : معشوقی که ناز فراوان می کند
نازبانو : بانوی ناز دار
نازپرور : پرورش یافته در ناز
نازچهر : کشی که چهره ناز دارد
نازفر : دارای شکوه
نازلی : پرناز و غمزه – نامی ترکی برای دختران
نازی : با ناز ، اهل ناز
نازیدخت : دختر ناز
نامور : مشهور ، ارزنده
ناهید : پاک و بی آلایش – نام مادر اسفندیار
ندا : آواز ، بانگ ، فریاد
نرسی : فرشته وحی در اوستا – نام پسر شاپور نوه اردشیر بابکان
نرگس : گلی خوشبو و زیبا
نرمک : زیبا و لطیف – نامی کردی برای دختران
نرمین : لطیف و ملایم
نریمان : پهلوان ، دلیر – نام پدر سام
نسترن : گلی سفید و زیبا از گونه های نرگس
نسرین : گلی سفید و پر برگ
نسرین دخت : دختر نسرین
نسرین نوش : نام همسر بهرام گور
نکیسا : نوازنده و خواننده دربار خسرو پرویز ساسانی
نگار: نقش ، بت ، صنم
نگاره : شکل دارای نقش و نگار
نگارین : نقاشی شده
نگین : گوهر قیمتی
نوا : ناله ، آواز
نوش ( انوش ) : زندگی جاوید
نوش آذر : آتش جاویدان – از آتشکده های عصر ساسانی
نوش آور : چیزی که زندگی و حیات می آورد
نوشا : نوشنده ، آشامنده
نوش آفرین : افریننده شادی و شیرینی
نوشدخت : دختر شاد
نوشروان ( انوشیروان ) : جاویدان ،‌ اولین خسرو ساسانی
نوشفر : شکوه جاوید
نوشناز : دارای ناز و ادای شیرین
نوشین : گوارا و شیرین
نوید : مژده و بشارت
نوین : تازه ، جدید
نوین دخت : دختر تازه به دنیا آمده
نیش ا : خال و نشانه – نامی کردی برای دختران
نیک بین : خوش بین
نیک پی : پاک نژاد
نیک چهر : خوشگل و زیبا
نیک خواه : شخص خیر خواه و خیراندیش
نیکداد : بخشنده نیکی
نیکدخت : دختر پاک و نیکو
نیکدل : دل پاک
نیکزاد : زاده نیکی و پاکی
نیلوفر : گل پیچک و زینتی به رنگهای سفید و سرخ وآبی
نیما : لقب علی اسفندیاری پدرشعر نو درایران ، نیما یوشیج

 

وامق : دوست دارنده ، عاشق – عاشق عذرا
ورجاوند : ارجمند – به اعتقاد زردشتیان کسی که درآخر زمان ایران را آباد می کند
وریا : پیدار، آگاه – نامی کردی برای پسران
وشمگیر : شکارچی بلدرچین – نام نام پسر وردانشاه از مولوک دیالمه
وهرز : نام مرزبان کشور یمن درعهد انوشیروان
وهسودان : نیک آسوده و آرام – عنوان یکی از سلاطین آذربایجان
ویدا : آموزنده و تعلیم دهنده
ویس : نام معشوق رامین در داستان ویس و رامین
ویشتاسب : صاحب اسبان فراوان
ویگن : از اسمهای ارمنی ایرانی به معنی جهش و پرش

 

هژیر : خوب چهره ، نام یکی از پسران گودرز که بدست سهراب کشته شد
هخامنش : دوستار اندیشه – نام جد کورش کبیر
هربد( هیربد ) : حاکم آتشکده ، موبد موبدان
هرمز : اهورمزدا ، خدای بزرگ ایرانیان – نام پسر بهمن و نام پسر انوشروان
همایون : مبارک ، خجسته – نام تنی چند از پادشاهان هندوستان
هما : فرخنده ، مبارک ، مرغ سعادت – نام دختر گشتاسب و خواهر اسفندیار
همادخت : دختر مبارک و فرخنده بخت
همدم : رفیق و مونس و همزبان
همراز : محرم اسرار
همراه : دوست و یار موافق
هنگامه : غوغا ، شلوغی ، دادوفریاد
هوتن : خوش اندام ، نام یکی از متحدان داریوش درحمله به مغان
هور : خورشید ، آفتاب
هورتاش : همچون خورشید
هورچهر : تابان روی ، زیبا
هورداد : فرستاده و داده خورشید
هوردخت : دختر خورشید
هورزاد : زاده خورشید
هورمند : شبیه خورشید
هوروش : خورشید مانند ، مثل خورشید
هوشنگ : هوش و درایت – نام یکی از سلاطین پیشدادی و فرزند سیامک
هوشیار : با هوش و آگاه
هومان : نیک اندیش ، نام یکی از سرداران افراسیاب و نیز نام برادر پیران ویسه
هومن : نیک منش
هونام : خوشنام ، نیکنام
هویدا : آشکار و نمایان
هیتاسب : صاحب اسب بسته شده
هیرمند : یکی از القاب گستاسب ، آتش پرست
هیما : اشاره ، نامی کردی برای دختران
هیوا : امید وآرزو – نامی کردی برای دختران و پسران

 

یادگار : آنچه از انسان بجای ماند – پسر پادشاه گرجستان
یاسمن ( یاسمین ) : گل زیبائی به رنگ سفید و زرد و کبود
یاشار : عمر کننده ، نامی ترکی برای پسران
یاور : کمک و همدست و یار
یزدان : خداوند ، آفریدگار هستی
یگانه : بی نظیر ، بی مانند
یوشیتا : پهلوانی از خاندان (( فریان )) نامی اوستائی



ادامه مطلب...
اصغری چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۳
چگونه یک مدیر موفق باشیم+پاسخ امام علی(ع)
خبرگزاری فارس: چگونه یک مدیر موفق باشیم+پاسخ امام علی(ع)

امیر‌مؤمنان علی(ع) در آغاز عهدنامه مالک‌اشتر به ویژگی‌های شاخص مدیریتی پرداخته‌اند و بیان می‌دارند که توجه به جایگاه خداوند متعال، روابط و مناسبات حکومتی و مدیریتی انسان را به دور از قدرت‌مداری رقم می‌زند.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، یکی از نامه‌های امیرالمؤمنین علی(ع) در کتاب شریف نهج‌البلاغه، نامه 53 یا همان عهدنامه مالک اشتر است. زمانی که حضرت امیر(ع) مالک را به عنوان فرماندار مصر تعیین کرد آیین نامه مدیریتی و حکومتی را به وی دستور داد تا رعایت کند.

از آنجایی که مفاد عهدنامه مالک اشتر از سوی امامی معصوم صادر شده است توجه به آن برای مدیران و کارگزارنی جامعه ما نیز می‌تواند بسیار راهگشا باشد از این رو سلسله مباحثی را از کتاب «دلالت دولت» اثر مصطفی دلشاد تهرانی مدیرگروه نهج‌البلاغه دانشگاه قرآن و حدیث برای عموم علاقه‌مندان ذکر کنیم.

 

اداره امور از جایگاه بندگی خدا

خاستگاه مدیریت و رهبری از مهمترین موضوعات جهت‌دهنده به حکومت و اداره یک سازمان است؛ این که انسان از چه مجرایی گام در میدان اداره امور بگذارد و به رهبری بپردازد؛ نقشی تعیین‌کننده در مدیریت و حکومت دارد. تصمیم‌گیری‌ها، و رفتار و سلوک مدیریتی و حکومتی به شدت متأثر از تلقی‌ها و دریافت‌ها از مدیریت و حکومت است. نوع تلقی و دریافت زمامداران از خود در جایگاه مدیریتی و حکومتی آنان را به انواع روابط و مناسبات سوق می‌دهد. هر دریافتی به کارکردی منجر می‌شود،‌به عنوان نمونه:

 

دریافت‌ها کارکردها
تسلط سلطه‌گرانه
تحکم مستبدانه
خودکامگی خودکامانه
هدایت هدایتگرانه
خدمت خدمتگزارانه
امانت امانتدارانه
پاسداشت پاسدارانه

 

آنکه خود را در جایگاه حکومت و مدیریت مسلط، حاکم، مطلق، خدا می‌بیند به روابط و مناسباتی متناسب با این دریافت رو می‌کند، روابط و مناسباتی سلطه‌گرانه، مستبدانه، خودکامانه و خدای‌گونه؛ و آن که از جایگاه بندگی خدا به حکومت و مدیریت می‌نگرد، به روابط و مناسباتی هدایتگرانه، خدمتگزارانه، امانتدارانه و پاسدارانه رو می‌نماید.

امیر‌مؤمنان علی (ع) در آغاز عهدنامه مالک‌اشتر به مهمترین دروازه ورود به عرصه حکومت و مدیریت پرداخته است: ورود از جایگاه بندگی خدا. در این صورت است که روابط و مناسبات حکومتی و مدیریتی صورتی انسانی و به دور از قدرت‌مداری می‌یابد در عین ظهور توانایی لازم برای اداره امور، از سلطه‌گری و خودکامگی پرهیز می‌شود. عبارت «هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِیٌّ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ» بیانگر چنین حقیقتی است. علی (ع) خود را بنده خدا معرفی می‌کند و از این جایگاه به اداره امور فرا می‌خواند.

ادبیات فرماندهی

فرماندهی و فرمانبری از لوازم اداره امور است و بدون آن پیشرفت کارها و دستیابی به اهداف سازمانی میسر نیست، اما آن چه در این امر مهم و اساسی است، ادب فرماندهی است. اداره امور از پایگاه خودکامگی ادبیات خود را دارد و اداره امور از پایگاه بندگی ادبیات خود را؛ به طوری که امیرمؤمنان علی (ع) مبتنی بر چنین دریافتی، از ادبیاتی بهره می‌گیرد که در آن هیچ نشانه‌ای از تحکم و تجبر، خودمداری و سلطه‌گری نیست، از این رو فرموده است:«هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِیٌّ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ؛ این آیین‌نامه‌ای است که فرمان داده است بدان، علی. در اینجا «صیغه سوم شخص غایب»  به کار گرفته شده است و نفرموده است: «ما امر به...» ( این آیین‌نامه‌ای است که فرمان می‌دهم بدان)، و یا «ما نأمر به...» این آیین‌نامه‌ای است که فرمان می‌دهیم بدان.

مقایسه‌ای میان ادبیات فرماندهی نزد امیرالمؤمنان علی (ع) و دیگران نکات آموزنده بسیار در بردارد. ادبیات هر کس گویای اندیشه و روحیه و روش اوست؛ به بیان امیرمؤمنان علی (ع):

«تَکَلَّمُوا تُعْرَفُوا، فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ»؛ سخن گویید تا شناخته شوید که آدمی زیر زبانش نهان است.

امیرمؤمنان علی (ع) آیین‌نامه حکومت و مدیریت خود را با تغییر «ما أمربه» (فرمان داده است بدان) آغاز نموده است و اینگونه آغاز، بیانگر اندیشه و روحیه و روش ویژه اوست و نکات زیر را درباره آن می‌توان لحاظ کرد:

1- این تعبیر بیانگر آن است که در آن چه می‌آید خودبینی و خودخواهی مطرح نیست.

2- چنین بیانی افاده می‌کند که این آیین، سخنانی حق است و فرامینی شخصی نیست.

3- نوع سخن گویای این حقیقت است که آنچه مطرح خواهد شد از جایگاه فرمانفرمایی و خودکامگی نیست، بلکه آموزه‌های راهنما برای توفیق در حکومت و مدیریت است، چنانکه آخرین عبارت این آیین‌نامه گویای آن است.

حفظ سلسله مراتب در اداره امور

علی (ع) در عین تبیین اداره امور از جایگاه بندگی خدا و پاسداشت ادبیاتی لطیف و انسانی در عین اقتدار و توانایی در مدیریت و حکومت، به حفظ سلسله مراتب در اداره امور اهمیت داده است. هیچ سازمانی و حکومتی بدون سلسله مراتب صحیح و سامان‌یافته راه به مقصد نمی‌برد و لازم است در عین لطیف‌ترین روابط انسانی در اداره امور، جایگاه اشخاص و نسبت آنان به یکدیگر کاملاً روشن و مشخص باشد.

با تبیین درست سلسله مراتب در اداره امور و مشخص نمودن جایگاه هر واحد سازمانی و هر شخص، روابط و مناسبات سازمانی نطام می‌یابد و با پذیرایی این سلسله مراتب، تصمیم‌ها و دستورالعمل‌ها در چرخه نابسامانی تباه نمی‌شود و تصمیم و دستورالعمل صحیح و قانونمند در همه مراتب جاری می‌شود و گریز از مراتب سازمانی به حداقل می‌رسد. اگر این قاعده رعایت نشود، اداره درست امور و دستیابی به اهداف حکومتی و سازمانی ناممکن می‌شود، چنانکه در بیان امیرمؤمنان علی (ع) آمده است:

«لا رأْی لمنْ لا یُطاعُ»

کسی که فرمان او را نبرند، رأی و تدبیر او هم اثر ندارد.

اصغری چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۳
شاعر رباط کریمی مقام سوم کنگره ملی “شعر الغدیر” را کسب کرد۳۰۴
پرند پرس، اسماعیل بختیاری، شاعر رباط کریمی از بین ۷۰۰ شاعر و هنرمند موفق به کسب مقام سوم کنگره ملی “شعر الغدیر” شد.
به گزارش پایگاه خبری «پرند پرس»، دومین کنگره ملی شعر الغدیر با موضوع “حضرت علی(ع) و واقعه غدیر خم و فرهنگ غدیر” در دو بخش کلاسیک و آزاد به مدت یک روز با حضور ۷۰۰ شاعر و هنرمند از سراسر کشور در دانشگاه آزاد اسلامی و سینما فرهنگ خمینی شهر برگزار و با معرفی آثار برتر به کار خود پایان داد.
دبیردومین کنگره ملی شعر الغدیر با اشاره به ارسال ۴۷۶ اثر به دبیرخانه  این کنگره گفت: پیمان طالبی از تهران، رضا نیکوکار از جوشقان قالی کاشان و محمد غفاری از قم در بخش کلاسیک به ترتیب اول تا سوم شدند.
حجت الاسلام موسوی با بیان اینکه هیئت داوران در بخش شعر سپید اثری را شایسته مقام نخست اعلام نکرد افزود: فائزه دارابی از بروجرد و اسماعیل بختیاری از رباط کریم در این بخش مقام دوم و سوم را کسب کردند.

اصغری سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۳
دانشمند و نخبه برجسته شهرستان رباط کریم ، معمای 60ساله هسته ای را حل کرد.
به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان رباط کریم ، دکتر مجید عزتی مصلح، مخترع این طرح به سایت اعتدال گفت: سال‌ها است که محققان توانسته‌اند با استفاده از ماده انفجاری C4 سرعت انفجار را بالا ببرند اما از سال 1954 حل این مساله که هنگام انفجار چه اتفاقی برای ظرفیت خازن روی می‌دهد همچنان یک معمای حل نشدنی بود تا اینکه پس از گذشت60 سال بنده توانستم با انجام تحقیقات فراوان در این زمینه و با محاسبه و آنالیز و مدل‌سازی ظرفیت خازن پرده، از راز این معمای جهانی پرده بردارم و طرح ژنراتور مولد تراکم شارژ مغناطیسی خنثی‌ کننده بردهای الکترونیکی کلاهک هسته‌ای یا بمب‌های الکترو مغناطیسی را ارایه دهم.
وی به کاربرد نظامی این طرح اشاره کرد و افزود: هم‌اکنون این طرح برای خنثی کردن بردهای کلاهک‌های هسته‌ای جنگ‌های الکترونیکی کاربرد دارد. همچنین با اجرای این طرح می‌توان ارتباط راحت‌تری بین سرباز و فرمانده برقرار کرد.
عزتی مصلح اظهار کرد: این سیستم امواج مغناطیسی دارد که می‌تواند زمین را تحت تاثیر قرار دهد و موشک‌ها و هواپیما‌ها را از مسیر خود منحرف کند. اخیرا آمریکا توانسته‌ است 2500 هزار تسلا از این میدان مغناطیسی را ایجاد کند.
وی درباره کاربرد غیر نظامی این طرح گفت: همچنین این طرح می‌تواند کاربردهای غیر نظامی وسیعی در حوزه‌های پزشکی مانند چشم پزشکی یا ترمیم رگ‌های خونی داشته باشد.
این نخبه رباط کریمی  اظهار داشت: هم‌اکنون این طرح بین‌المللی مورد تایید سازمان انرژی اتمی آمریکا و ایران و انجمن هسته‌ای پلاسمای آمریکاست و مقالات آن هم مورد تایید کشورهای ایتالیا، انگلستان، کانادا و ایران قرار گرفته‌ است.
عزتی مصلح توانسته‌ است با ثبت 14 مقاله علمی در عرصه بین المللی و ثبت طرح‌های ملی رنگ‌آمیزی به سبک اسپایدری، دوربین وایرلس و ریموت کنترل، دستگاه 5 کاره خراطی و درل سنباده زنی و سرعت‌گیر الاستیک آیرودینامیک عنوان نخبه‌ترین دانشجوی جوان علمی کشور و نابغه هسته‌ای را به خود اختصاص دهد.
او همچنین سال گذشته عنوان پژوهشگر برتر وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های اجرایی در چهاردهمین جشنواره ملی تجلیل از پژوهشگران برتر کشور را به خود اختصاص داد

اصغری چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳
آغاز فیلمبرداری اولین پروژه سینمایی ضد داعش در رباط کریم
فیلمبرداری اولین پروژه سینمایی ضد داعش ظهر سه شنبه در شهرستان رباط کریم آغاز شد.
به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان رباط کریم ، همزمان با آغاز این مرحله از فیلمبرداری ، قائم مقام سازمان صدا و سیما روز گذشته از محل تولید فیلم quotation mark (آوازهای سرزمین من )در رباط کریم که با مضمون افشاگرانه درباره ماهیت واقعی گروهک تروریستی و تکفیری داعش ساخته می شود؛ بازدید کرد.
در این بازدید حجت الاسلام والمسلمین رمضانعلی موسوی مقدم با غده سرطانی خواندن گروه تروریستی داعش گفت: با تولید این گونه فیلم ها، ماهیت و زوایای پیدا و پنهان شکل گیری گروه داعش و سایر گروه های تکفیری برای جهانیان روشن می شود.
وی از ساخت دو فیلم سینمایی دیگر و نیز ارائه چند فیلمنامه درباره فعالیتهای گروه تروریستی داعش و سایر گروههای تکفیری در صدا و سیما خبر داد.
در بازدید قائم مقام صدا و سیما، خانم جمیله بوپاشا مبارز الجزایری نیز حضور داشت که از تلاش جمهوری اسلامی ایران در معرفی چهره واقعی داعش و حامیان پشت پرده این گروه، تقدیر کرد.
امیر حسین شریفی تهیه کننده فیلم آوازهای سرزمین من با اشاره به اینکه این فیلم به زبان عربی تولید می شود گفت: همه بازیگران این فیلم از هنرمندان شناخته شده کشورهای لبنان، سوریه و مصر هستند.
وی افزود: مرحله نخست فیلمبرداری این فیلم به مدت بیست روز در کشور لبنان به پایان رسیده است و فیلمبرداری بخشی از این فیلم که شامل برخی صحنه های خشن و انفجارها بود به دلیل مسائل امنیتی در ایران اجرا می شود.
تهیه کننده فیلم آوازهای سرزمین من، مدت زمان فیلمبرداری در ایران را یک هفته اعلام کرد.
شریفی گفت: گروه فیلمبرداری، روز شنبه هفته آینده برای ادامه فیلمبرداری ، به لبنان بازمی گردد.
نویسنده این فیلم امین بهروزی است و عباس رافعی کارگردانی این فیلم سینمایی را برعهده دارد.
همچنین محمد احسانی معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز از محل تولید این فیلم بازدید کرد.
فیلم سینمایی آوازهای سرزمین من به سفارش مرکز بین المللی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تولید می شود و قرار است در جشنواره فیلم فجر امسال اکران شود.
فیلمبردای «آوازهای سرزمین من» شهریور امسال در لبنان شروع شده است. اما بخش هایی از این فیلم  شامل سکانس های انفجار و پلان هایی که امکان فیلمبرداری آن‌ها در لبنان وجود ندارد،‌ در شهرستان رباط‌کریم فیلمبرداری می شود. این بخش ها که شامل حمله نیروهای داعش و انفجارهای مهیب است،‌ در دکورهای عظیمی که به این خاطر طراحی و ساخته شده اند، جلوی دوربین می روند.
«آوازهای سرزمین من» داستان جوان مسلمانی به نام ناصر است که دل در گرو عشق دختری مسیحی به نام سارا دارد. اما با حمله داعش به جنوب لبنان و اتفاقاتی که پس از جنایات این گروه در این منطقه می‌افتد مسیر این پیوند دشوار می‌شود. این داستان به نقش مخرب گروهک داعش و تکفیری‌ها در خاورمیانه می‌پردازد و مقاومت مردم منطقه را در مقابل آن‌ها به تصویر می‌کشد.

اصغری شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۳
فیلم تلویزیونی تونل در رباط کریم کلید خورد
رباط کریم - خبرگزاری مهر: فیلم تلویزیونی "تونل" به کارگردانی خیرالله تقیانی‌پور در شهر رباط کریم با موضوع حمله صدام به ایران و حال و هوای شهریور ۵۹ کلید خورد.
به گزارش خبرگزاری مهر، فیلم تلویزیونی «تونل» که احمد بهرامی تهیه کنندگی آن را برای پخش از شبکه یک برعهده دارد در حال و هوای شهریور 59 و زمان حمله صدام به ایران می‌گذرد.
در خلاصه داستان «تونل» آمده است: مریم دختر جوانی است که در اوایل جنگ در یک استان مرزی با عنوان سرپرستار مشغول کمک به مجروحان می‌شود، با محاصره شدن بیمارستان توسط دشمن بعثی آن‌ها تصمیم می‌گیرند که مجروحان را از طریق تونلی که در زیر بیمارستان وجود دارد به مکانی امن منتقل کنند ماجراهایی که طی این انتقال پیش می‌آید، داستان این فیلم تلویزیونی را می‌سازد.
علی سلیمانی، بابک انصاری، نازنین کریمی، سودابه علی‌پور، هادی عطایی، مصطفی سلطانی، جواد‌پور زند، سهیلا جوادی بازیگران اصلی «تونل» هستند.
به گفته بهرامی تهیه کننده "تونل"»، این فیلم تلویزیونی هفته گذشته درمنطقه پرندک شهرستان رباط کریم کلید خورد و قرار است تا 25 شهریور نیز تصویربرداری آن در پرندک و شهرک سینمایی دفاع مقدس ادامه داشته باشد.

اصغری يکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳
تیم رباتیک دانشگاه آزاد پرند رباط کریم مقام سوم مسابقات جهانی برزیل راکسب کرد
تیم رباتیک دانشگاه آزاد اسلامی واحد پرند شهرستان رباط کریم در مسابقات بین‌المللی ربوکاپ برزیل۲۰۱۴ موفق به کسب مقام سوم ربات انسان‌نما شد
به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان رباط کریم ، در مسابقات جهانی ربوکاپ که از 28 تیر تا 2 مرداد جاری به میزبانی برزیل و در شهر ژوآپسائو برگزار شد، تیم رباتیک دانشگاه آزاد اسلامی واحد پرند  با حضور تیم‌های داخلی و خارجی پس از شکست تیم‌های صاحب نام دنیا مانند برزیل، آمریکا، دانشگاه امیرکبیر و کانادا پس از راه‌یابی به مرحله نیمه نهایی توانست در مسابقات جام جهانی رباتیک برزیل 2014 مقام سوم را  کسب کند
اعضای تیم رباتیک واحد پرند، نوید فیاض، احمد امیری، فرشید خواجه دهی، فرزاد ندیری با سرپرستی کوروش سلمانی و مربیگری رحمان باروج در این مسابقات شرکت داشتند.
تیم رباتیک واحد پرند تاکنون توانسته است در زمینه ربات امدادگر، مین یاب دستی و فوتبالیست‌ها و... در مسابقات متعدد داخلی و خارجی شرکت و موفقیت‌هایی را کسب کند.

اصغری شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳
 رونمایی  از پایگاه خبری تحلیلی شورای هماهنگی روابط عمومی ادارات بهارستان
با حضور فرماندار بهارستان پایگاه خبری تحلیلی شورای هماهنگی روابط عمومی‌های ادارات بهارستان راه‌اندازی شد
به گزارش روابط عمومی فرمانداری، با حضور دکتر سعید ناجی، فرماندار شهرستان بهارستان پایگاه خبری تحلیلی شورای هماهنگی روابط عمومی‌های شهرستان بهارستان به منظور پوشش اخبار دستگاه‌های اجرایی به نشانی BaharestanPR.ir   افتتاح و راه‌اندازی شد.
محمد جواد محسن‌زاده رئیس شورای هماهنگی روابط عمومی‌های ادارات شهرستان بهارستان به تشریح اهداف طراحی این پایگاه پرداخت و اظهار داشت: پیرو دستور دکتر ناجی نماینده عالی دولت تدبیر و امید در شهرستان، مبنی بر اعتلای دستگاه های اجرایی با بروزرسانی فعالیت روابط عمومی‌ها در استفاده از ابزار و تکنولوژی روز دنیا، جمع‌آوری داده‌ها، اطلاع رسانی بموقع، انعکاس منسجم اخبار تمامی ادارات شهرستان بهارستان و سهولت در ارتباط مدیران دستگاه‌های اجرایی با مردم، این پایگاه خبری راه‌اندازی شد.
وی ضمن اشاره به آغاز فعالیت شورای هماهنگی روابط عمومی‌ها اظهار داشت: در راستای استانداردسازی فعالیت‌ها و ارتقای جایگاه روابط عمومی‌ها با تدوین و ابلاغ نظام‌نامه و برنامه استراتژیک جامع، اولین گردهمایی شورای هماهنگی روابط‌عمومی‌های ادارات شهرستان بهارستان در هفته روابط عمومی و ارتباطات تشکیل شد.
محسن‌زاده با تأکید بر اطلاع رسانی صحیح و هنرمندانه تلاش‌های مجموعه دولت در سطح شهرستان بهارستان تأکید کرد: با نظام‌مند کردن آموزش‌های تخصصی، پرهیز از روزمرگی و هدفمندکردن فعالیت‌ها، یکپارچگی در اطلاع‌رسانی و بهره مندی از ظرفیت‌ رسانه‌های نوین و هوشمند، استفاده از هنر ارتباط تصویری، فعالیت در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، استفاده از نخبگان و ارتباط مؤثر با اصحاب رسانه و خبر، بدنبال روابط عمومی یکپارچه با شعار «یک صدا، یک نگاه  و یک استراتژی» هستیم.

اصغری شنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۳

معرفی 3 کشور خرابکار اینترنتی

کارشناسان امنیت رایانه با اشاره به تغییر ماهیت اطلاعات سایبری دزدی شده می گویند در حالی که پیش از این دزدی اطلاعات مالی برای سارقان سایبری در اولویت قرار داشت اکنون شاهد آن هستیم که اطلاعات شخصی از جمله، اسم، تاریخ تولد، شماره های امنیت اجتماعی، نشانی محل سکونت و اطلاعات پزشکی برای آنها مهم شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، یک شرکت سازنده نرم افزارهای امنیت رایانه، هند را به عنوان یکی از خطرناک ترین کشورها در فعالیت های خرابکارانه سایبری در سال 2013 معرفی کرد.



ادامه مطلب...
اصغری دوشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۹۳

محققان در امریکا از معمای آب‌ریزش بینی پرده برداشتند.

2-2200.jpgبه گزارش خبرنگار ما و به نقل از ایسنا:دانشمندان مدرسه پزشکی دانشگاه کلرادو بر این باورند دستگاه تنفسی تحت تاخت و تازهای مداوم قرار دارد و بینی، نخستین خط دفاعی بدن به شمار می‌آید.

اغلب و به ویژه با گرم‌شدن هوا، حملات آلرژن‌ها شروع می‌شود و بدن را به جنگ با این تهدید وامی‌دارند. در این بین، میلیون‌ها نفر به آبریزش بینی دچار می‌شوند و در نفش‌کشیدن دچار مشکل هستند.




ادامه مطلب...
اصغری دوشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۹۳

تمامی اقدامات مربوط به سقط جنین مشمول مجازات می باشد

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز با فوریت طرح افزایش نرخ باروری و پیشگیری از کاهش رشد جمعیت کشور موافقت کردند.

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حسینعلی شهریاری رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به عنوان طراح این طرح اظهار کرد: مساله جمعیت، مساله‌ای بنیادین در امر سیاست‌گذاری و آینده‌نگری است که همواره مورد توجه و دغدغه دولت‌ها بوده است.

وی افزود: کشور ایران از دهه 1330 تاکنون دو بار در سال‌های 46 (به دلیل مهار تدریجی مرگ و میر و دارا بودن باروری طبیعی کنترل نشده) و 68 (به دلیل نیاز به فرصت برای ترمیم بعد از جنگ)، سیاست کنترل را در راستای تعدیل آهنگ رشد جمعیت کنترل کرده است.




ادامه مطلب...